تقدیم به غریبان

تقدیم به غریبان
ترجمه شعري از ماموستا شيركو بيكس تقديم به دوستان خارج از كشور و همه كساني كه از خانه و ديار خود دورند اميدوارم با انتشار
شادی ها و غم هایمان در اينجا براي همديگر نگذاريم احساس تنهایی اين عزيزان را فرسوده كند
در زیر زمین خفه کننده این روح پاره پاره ام
ساعات غربتم واگنهای به هم پیوسته اند
می روند و می آیند هر روز در ایستگاه انتظاردر ایستگاه خداحافظي
درهایشان از پی هم باز و بسته می شوند
یک غمم پیاده می شود
صد غمم سوار
چه تونل بی انتهایی است غربت
به کجایم می برد؟
دیگر چراغ چشمانم به سو سو افتاده است
با این حال او می بردم....می بردم....می بردم











+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 7:17 توسط مدیر وبلاگ
|